تبليغاتX
چاغداش
 
سازمان مستقل اجتماعي فرهنگي چاغداش
 
فصل اول

احكام عمومی

 ماده اول : نام مکمل این سازمان"سازمان اجتماعی و فرهنگی چاغداش"بوده که کلمه چاغداش به معنی معاصر میباشد.

ماده دوم: دفتر مرکزی این سازمان در پایتخت افغانستان یعنی در شهر کابل قرار داشته و در صورت لزوم میتواند نماینده گی های خویش رادر سایر ولایات کشور ایجاد نماید.

ماده سوم: این سازمان دارای یک نشان مخصوص بوده که تعریف و توضیح آن قرار ذیل است: (....................................................................................................................................................).

ماده چهارم:  این اساسنامه مطابق حکم مادهً (35)قانون اساسی کشور ترتیب و تنظیم گردیده است.

ماده پنجم:  این سازمان یک سازمان اجتماعی وفرهنگی، غیر سیاسی,غیردولتی و غیر انتفاعی بوده وبه هیچ یک از گروه ها ,احزاب وسازمان های سیاسی وابسته نمیباشد.

فصل دوم
مکلفیتها

ماده ششم: احترام ورعایت قانون اساسی ودیگر قوانین نافذ در کشوروحمایت ازتطبیق وتحکیم حاکمیت قانون.

ماده هفتم: احترام ورعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر ودیگر کنوانسیونهای سازمان ملل متحد که افغانستان به آن پیوسته است.

ماده هشتم: حمایت ازتحکیم وتوسعهً پایه های نظام دموکراتیک.

ماده نهم: احترام به حاکمیت ملی وتمامیت ارضی کشور.

ماده دهم: حمایت از مبارزه علیه تروریزم,فساد اداری,کشت کوکنار,تولید,توزیع,استعمال,ترافیک و قاچاق مواد مخدر.

ماده یازدهم: رعایت واحترام به آزادیهایی که موجب سلب آزادیهایی دیگران نشود.

ماده دوازدهم: احتررام به اصول کثرت گرایی,پلورالیزم سیاسی ,مشارکت پذیری,شفافیت وحسابدهی.

فصل سوم

اهداف

ماده سیزدهم: 
چاغداش بمثابۀ یک سازمان مستقل اجتماعي و فرهنگي فارغ از هرگونه گرايش های قومي، لساني، محلي، گروهي، مذهبي، فكري، فردي و جنسي با فراهم نمودن زمينه هاي بالنده گي فكري، جسمي و معنوي جوانان در انسجام و انتظام امور آنها كوشيده و همسو با ديگر سازمان هاي اجتماعي و فرهنگي در كشور در تامين فضاي صلح وصميميت، برادري، دموكراسي، همبستگي ملي،عدالت و قانونيت در راه اعمار يک جامعۀ مرفه و مترقی دارای پايه های مستحکم سياسی, 

اقتصادی و اجتماعی که خوشبختی و سعادت انسانها در آن تضمين گرددمبارزه مینماید.

چاغداش اهداف ذیل را دنبال میکند:

1- احياء و حفظ  فرهنگ اصیل ملی, اسلامي وارزش های فولکلوریک مردم افغانستان.

2- ارتقای ظرفیتهای علمی و مسلکی جوانان ازطریق تدویر کنفراسها,ورکشاپها,سمینارها,سمپوزیمها وکورسهای آموزشی.

3- تشویق وترغیب جوانان جهت ادامهً آموزش وتحصیل در مکاتب,آموزشگاه هاوموًسسا ت عالی تحصیلی.

4- کوشش وهمکاری در جهت تحقق نظام آموزشی وبرنامه های تعلیمی به زبانهای رسمی محلی به اساس مادهً(43)قانون اساسی جمهوری اسلامی افغانستان.

5- تلاش جهت رفع تبعیض وخشونت علیه زنان.

6- تشويق جوانان به اشتراك فعال در حيات سياسي مطابق قانون اساسي و ساير قوانين نافذه كشور.

7- راه اندازی کمپاین تبلیغاتی وسیع جهت سالم نگهداشتن محیط زیست.

8- مبارزه برعليه عوامل تروريزيم تشنج، تبعيض،تعصب ,جنگ، عقب ماندگي،فقر, بي عدالتي، بي سوادی، فساد اخلاقي و اجتماعي ,كشت ,تولید, ترانزيت و مصرف مواد مخدر.

9- تجلیل از شخصیتهای ملی,تاریخی,علمی وفرهنگی.

10- این سازمان میتواند بخاطر بیان آرأ,افکار,عقایدواندیشه های خود دارای یک نشریه باشد.

فصل چهارم

ساختار تشكيلاتي

فعالیت تشکیلاتی چاغداش بر بنیاد اصل مرکزیت استوار است.بدین لحاظ چاغداش معتقد است:سر نوشت حال و آیندهً فعالیت سازمان میتواندبر اساس اصل خلل ناپذیر ارادهً جمعی تعیین گردد.کلیه اعضای سازمان دارای حقوق مساوی هستند.کسانیکه در مقامات رهبری قراردارند,مفهوم آن را میدهد که آنان نسبت به دیگران مسوولیت بیشتر را پذیرفته اند.

ماده چهاردهم:ساختار تشکیلاتی چاغداس قرار ذیل است:

-  مجمع عمومی

- شورای مرکزی

- هیأت اجراییه

- هیأت تفتیش و کنترول

- نماینده گی های محلی

مجمع عمومی:

ماده پانزدهم:

مجمع عمومي عالیترين ارگان تصميم گيری چاغداش بوده، متشكل از اعضاي اين سازمان ميباشدكه درهر دوسال يكبارتشکیل جلسه مینماید.ودر حالات اضطراری بنا به پیشنهاد هیأت اجراییه میتواند قبل ازمیعاد معینه تشکیل جلسه دهد.

ماده شانزدهم:

مجمع عمومی دارای صلاحیتهای ذیل میباشد:

1- انتخاب و عزل رییس ومعاونین سازمان ازطریق انتخابات آزاد،سری و مستقیم.

2- تصویب بودجهً سالانه و مقدار حق العضویت.

3- تصویب ,تغیر وتعدیل  اساسنامه.

4- استماع گزارس هیأت اجراییه .

5- انتخاب وعزل هیأت اجراییه.

6- در صورت لزوم تغیر نام سازمان.

7-  بررسی شکایات,انتقادات وپیشنهادات اعضای سازمان.

8- انتخاب اعضای شورای مرکزی.

 

: شورای مرکزی

ماده هفدهم

شورای مرکزی بعدازمجمع عمومی عالیترین ارگان تصمیم گیری چاغداش بوده  تعداد آنها به 41 نفرمیرسد که از طرف مجمع عمومی انتخاب میشود.رییس سازمان درراس شوراي مركزي قرارداشته صلاحيت هاي خود رادرعرصه اجراييه طبق اين اساسنامه اعمال ميكند:

-   تعیین خطوط اساسي سازمان طبق این اساسنامه.

-   سر پرستی و ریاست ازتمام جلسات شورای مرکزی.

-  قبول استعفای معاونين بعدازتاييد اعضاي شوراي مركزي.

-  اعطای مدال هاوتقديرنامه ها به اعضاي فعال اين سازمان.

 

ماده هجده هم: شورای مرکزی متشکل از هیأت اجراییه ونماینده گان محلی میباشد.

ماده نزدهم: رییس سازمان چاغداش در عین حال ریاست شورای مرکزی رانیز به عهده دارد.

ماده بیستم: شورای مرکزی در هر  شش ماه یکبار با اشتراک اکثریت اعضا تدویر جلسه مینماید.در صورت ضرورت بنا بر تصمیم گیری در موضوعات مهم سازمانی ویا حالت اضطراری به تقاضای بیش از پنجاه فیصد اعضای شورا ،جلسه فوق العاده دایر میگردد.

ماده بیست و یکم:

وظایف و صلاحیتهای شورای مرکزی:

-  استماع گزارش هیأت اجراییه

-  استماع گزارش نماینده گی های محلی

-  تعین وتثبیت پلان وپالیسی فعالیت سازمان

-  تعین پلان و خط مش سازمانی جهت بهبود امور

-  شورای مرکزی، هیات اجراییه وهیأت تفتیش و کنترول را تعین و یاعزل نموده نمیتواند.

هیأت اجراییه:

ماده بیست و دوم:

در رأس هیأت اجراییه رییس سازمان چاغداش قرار داشته که دارای دو معاون میباشد.

ماده بیست و سوم:

هیأت اجراییه در مقابل هیأت تفتیش و کنترول و مجمع عمومی مسوول و جوابده میباشد.رییس سازمان استعفای معاونین خویش را قبول ویا رد نموده میتواند.

ماده بیست و چهارم:

رییس و معاونین سازمان با گرفتن رأی اکثریت آرأ در مجمع عمومی توسط رأی گیری آزاد،مستقیم و سری انتخاب میگردند.

ماده بیست و پنجم:

شخصیکه خودرا به ریاست و یا معاونیت کاندید مینماید باید دارای صفات ذیل باشد:

-  تابعیت افغانستان را داشته باشد

-  عضویت هیچ یک از سازمان های اجتماعی را نداشته باشد.

- دارای تحصیلات عالی باشد

-  در روز کاندید شدن  سن 25 سالگی را تکمیل نموده باشد.

- سابقه جرمی نداشته باشد

- دارای اخلاق حسنه،تجربه کافی و اهلیت کاری باشد..

ماده بیست و ششم:

هیأت اجراییه دارای وظایف وصلاحیتهای ذیل میباشد:

-  مراقبت از اجرای این اساسنامه

-  تعین خطوط اساسی فعالیت های این سازمان

-  تشکیل نمانیده گی های محلی

-  تشکیل جلسه هیأت اجراییه در هر 15روز که تاریخ آن نیز از طرف رییس سازمان تعین میگردد

-  تعین وعزل نماینده های محلی

-  ودیگر وظایف مندرج این اساسنامه.

ماده بیست و هفتم:

وظایف معاونین سازمان:

معاون اول مسوول بخش امور فرهنگی بوده که این بخش شامل بخش های آموزشی،تربیتی،تبلیغاتی ونشراتی میباشد.

-   معاون دوم در رأس بخش امورمالی قراردارد.

ماده بیست و هشتم:

هیأت اجراییه سازمان در مورد مسایل مهم وحیاتی به آرأ اعضأ مراجعه مینماید.

ماده بیست ونهم:

هیت اجراییه سازمان درمورد اجرای صلاحیت های مندرج این اساسنامه منافع این سازمان راباید رعایت نماید.

ماده سی أم:

هیأت اجراییهء سازمان در هنگام تصدی وظیفه ازمقام خود سوء استفاده کرده نمیتواند.

ماده سی ویکم:

در صورت استعفا ویا عزل رییس سازمان،معاون اول سازمان الی انتخاب رییس بعدی صلاحیت و وظایف رییس را به عهده میگیرد.

درغیاب رییس سرپرست ووظایف آن قبلا توسط رییس تعین میگردد.

ماده سی ودوم: هرگاه کدام یک از معاونین رییس استعفا نمایند ویا عزل گردند ازطرف رییس سازمان یکی از اعضا بحیث معاون تعین میگردد.

ماده سی وسوم:

هرگاه رییس سازمان خلاف اهداف واساسات این سازمان حرکت نماید به پیشنهاد هیأت تفتیش وکنترول،شورای مرکزی جلسه فوق العاده دایر مینماید.ودرین جلسه با تأیید بیش از 50 فیصد اعضا،رییس از وظیفه بر کنارو درخلال (45)روز مجمع عمومی دایر میگردد.

ماده سی وچهارم:

بجزازموًسسین سازمان،اشخصاصیکه خودرا به هیأت اجراییه و هیأت تفتیش وکنترول کاندید مینمایند بایدحد اقل شش ماه قبل از تاریخ کاندیدی عضویت این سازمان را کسب نموده باشند.

هیأت تفتیش وکنترول:

ماده سی و پنجم:

هیأت تففیش وکنترول متشکل از5عضو میباشد که توسط انتخابات آزاد در مجمع عمومی انتخاب میگردند.

ماده سی وششم:

این هیأت یک تن از اعضای خودرا به حیث رییس تعین مینماید.

ماده سی و هفتم:

وظایف وصلاحیت های هیأت تفتیش وکنترول:

-این هیأت صلاحیت دارد تا تمام کارکرد ها و فعالیت های هیأت اجراییه را تففیش،کنترول ونظارت نماید.

-این هیأت وظیفه داردتا از اجرای این اساسنامه مراقبت وپیگیری نماید.

-همچنان این هیأت وظیفه دارد تا هر گونه موارد سوء استفاده واختلاس ازوجوه مالی سازمان را تثبیت و جهت جلوگیری از آن به هیأت اجراییه هشدار دهد.

- این هیأت وظیفه دارد تا در مجمع عمومی از کارکرد های خویش گزارش دهد.

نماینده گی های محلی:

ماده سی و هشتم:

نماینده گی های محلی نظر به ضرورت توسط منظوری هیأت اجراییه در ولایات ویا ولسوالی ها تشکیل میگردند.

ماده سی و نهم:

نماینده گان محلی مکلف اند تا مطابق اهداف و اساسات این اساسنامه عمل نمایند.

فصل پنجم

شرایط عضویت،حقوق،وجایب و شرایط اخراج

مادهً چهلم: شرایط عضویت در سازمان قرار ذیل است

-   سن 18سالگی را تکمیل نموده باشد.

-   تبعهً افغانستان باشد.

-  حق الشمول را پرداخت وحق العضویت را تعهد نماید.

-   ازطرف محکمه به ارتکاب جرم محکوم نشده باشد.

-   اساسنامه ومرامنامهً این سازمان را بپذیرد ودر راه تحقق آن صادقانه تلاش نماید.

ماده چهل ویکم:

اعضای سازمان دارای حقوق ذیل میباشند:

هر عضو سازمان میتواند خودرا در تمام مقامات رهبری کاندید نماید.

-  ازدارایی سازمان به طور مشروع به اجازهً هیأت اجراییه و به نفع سازمان استفاده نموده میتواند.

-  پیشنهادات و انتقادات سالم و سازنده نموده میتواند.

-  درمورد فعالیت و نحوهً کارسازمان ابراز نظر وعقیده نموده میتواند.

مادهً چهل ودوم:

وجایب اعضای سازمان قرار ذیل است:

-  محتوای این اساسنامه را به گوش توده های مردم برساند وآنرا در بین آنان تبلیغ وترویج کند.

- وحدت وانسجام سازمانی را حفظ وبرای تحکیم آن مبارزه کند.

-  انظباط ودسپلین سازمانی را که بالای همه اعضای آن ، ازبالا تا پايين و از پايين تا بالا، بشکل يکسان قابل تطبيق است،رعایت بدارد.

-  ازاعمال و حرکت های ناشايست که به حيثيت، اعتبار و پرستيژ سازمان صدمه وارد نمايد، دوری جويد.

-  درزندگی سازمانی ، شخصی و اجتماعی، در رفتار ، گفتار و کردار، الگوی شايسته باشد.

-  در جهت رشد، گسترش، توسعه و ترقی سازمان سعی نماید.

-  به طور دوامدارحق العضویت بپردازد.

ماده چهل و سوم:

شرایط اخراج از سازمان قرار ذیل است:

-   سوًاستفاده از نام سازمان.

-   ایجاد نفاق در بین اعضای سازمان.

-   نپرداختن پیهم حق العضویت برای 5 ماه.

-  ابتلا به امراض ساری و لا علاج.

-   ازطرف محکمه به ارتکاب جرمی مجرم شناخته شود.

-  خلاف این اساسنامه عمل نماید.

-  سبب تبعیض و تعصب در بین اعضاگردد.

فصل ششم

منابع تمویل

مادهً چهل چهارم:

 هزينه فعاليت هاي چاغداش از چشمه هاي ذيل فراهم ميشود:

-- حق الشمول، حق العضويت (مقدار معين حق العضويت از طرف هيآت اجرائيه  تعين ميگردد).

-- اعانه هاي اعضاء، سازمان هاي خيريه داخلي.

--عوایداز فروش نشريهء سازمان و همچنان ناشی از فعالیت های فرهنگی.

-- کمک های تاجرین،شخصیت های ملی و خیر اندیش.

ماده چهل وپنجم:

وظایف وصلاحیت های مسوول بخش مالی ونحوه جمع آوری حق العضویت وحق الشمول توسط هیأت اجراییه ترتیب و تنظیم میگردد.

 

فصل هفتم

وظایف

 

ماده چهل وششم:

رئيس سازمان مستقل اجتماعي فرهنگي چاغداش هم زمان باگذشت کنگره وظيفه خودرآغازمينمايد. رئيس  حلف وفاداري ذیل رادرمقابل كنگره ياد مينمايد:

بسم الله الرحمن الرحيم
سوگنديادميكنم دين مقدس اسلام رااطاعت ،اساسنامه وبرنامه سازمان رارعايت و به وعد خودوفادارباشم.

ماده چهل . هفتم:

هئيت اجراييه بايد دراخيرهرسال مصارفات وعوايدات سازمان  را به اعضاي شوراي مركزي گزارش دهد.

ماده چهل وهفتم:

هئيت اجراييه وظيفه دارد تادوماه بعد ازسپري شدن كنگره كارت جديد رابه مشوره اعضاي شوراي مركزي به چاب برسانند.

فصل هشتم

شرایط انتخابات

ماده چهل وهشتم:

رئیس شورای مرکزی با کسب اکثریت بیش ازپنجا فی صد آرای رای دهنده گان ازطریق رای گیری آزاد، سری ومستقیم انتخاب میگردد.

ماده چهل ونهم:

- هرگاه دردوره اول هیچ یکی ازکاندیدان نتواند اکثریت بیش ازپنجا فصد آرای گنگره رابدست آورد ،انتخابات برای دوردوم برگزارمیگردد. درین دوره تنها دونفر ازکاندیدانی که بیشترین آرا رادر دور اول به دست آورده اند باهم به رقابت میپردازند.درین دوراز انتخابات ،کاندید که اکثریت آرا اشتراک کننده گان راکسب کند منحیث رئیس شورای مرکزی شناخته میشود.

ماده پنجاهم:

معاونين چاغداش نیز  ازطرف اعضاي شوراي مركزي توسط رای گیری آزاد،سری ومستقیم انتخا ب میگردند.

 

ماده پنجاه ویکم:

شخصی كه خودرابه رياست  كانديد مينمايدداراي ا وصاف ذيل باشد:

-    تبعه افغانستان بوده پيروي دين مقدس اسلام باشد.

-    در روز کاندید شدن  سن 25 سالگی را تکمیل نموده باشد.

-   حداقل یکسال سابقه سازماني داشته باشد.

-   ازطرف محكمه به حرمان ازحقوق مدني وبه جرمي محكوم نشده باشد.

-   حداقل 30 نماينده از مجمع عمومي  بشكل تحريري كاندي وي راتاييد نمايند.

-   دارای تحصیلات عالی بوده درعرصه کاری تجربه کافی داشته باشد.

 

فصل نهم

احکام متفرقه

 

 ماده پنجاه ودوم:

چاغداش با هر تشکیل وسازمانی كه با اهداف و برنامه هاي اين سازمان همآهنگي و نزديكي داشته باشد  خواهان ائتلاف و اتحاد میباشد.

 

ماده پنجاه وسوم:

اعضاي چاغداش  درصورت ابراز شايستگي در اجرای وظايف و تحقق و اهداف سازمان مورد تقدير قرار گرفته و در صورت تخلف از مقررات آن مجازات ميشود. ترتيب اداي مكافات و مجازات اعضاء را هيات اجرائيه شوراي مركزي معين میسازد.

ماده پنجاه و چهارم:

رهبري و كاركنان چاغداش برعلاوه كار سازماني ميتوانند، كار دولتي  ویا خصوصی نيز انجام دهند به استثنای  كارمندان حرفوي كه فهرست آن توسط شوراي مركزي تعين ميگردد.

 

ماده پنجاه وپنجم:

 

 درصورت كه رئيس شوراي مركزي به امراض صعب  العلاج كه مانع اجرايه وظيفه اوشودگرفتارگردد شوراي مركزي صلاحيت دارد بامشوره به يك ثلث اعضاء شوراي مركزي   يكي ازمعاونين رابه حيث سرپرست تعين و درطي 45 روزبايدكنگره رادعوت نمايد.

ماده پنجاه وششم:

تصمیم در مورد لغو وانحلال این سازمان درمجمع عمومی اخذ واعلان میگردد.دارایی های این سازمان بعد از انحلال مطابق قانون سازمانهای اجتماعی به سازمانی انتقال داده میشود که اهداف نزدیک به این سازمان داشته باشد.

ماده پنجاه وهفتم:

این سازمان به خاطر ایجاد یک جامعه مرفه ومترقی براساس عدالت اجتماعی وحفظ کرامت انسانی فعالیت مینماید.

مادهُ پنجاه وهشتم:

لست اشخاص موسس وهیأت اجراییه و دیگر مسوولین این سازمان در جدولهای جداگانه ترتیب وبه ریاست انسجام تقدیم میگردد.

مادهُ پنجاه ونهم:

مسودهُ این اساسنامه در(9) فصل و(59)ماده ترتیب وبعدازتأ یید مراجع ذیربط نافذ میگردد
  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 

 آزاده خلـق اؤغـلانـيميـز

آلــــــغه قؤ ي ايركـــــين قدم آزاده لــيكده جانيمـــــيز،

حـــق سـيور،حـق يانـداشـي،حـق يؤلچيـسي انسانيـميز.

بيـزجـفا چيـككن ستـــم كـؤرگنِ ولي؛ يينگيـل مه گـــن،

كؤكـسي قـلقان بغـري كينگ آزاده خلـق اؤغـلانـيميـز.

بــــاقــمـه يـيـن بوحال زاريمـيز گه گـــرآواره ميــــــــز،

كون كـيلر يـاو ني ايـتر بـيرليـك تـوزر يـزدانـيمـــــيز.

يؤل اوزاق،مـقـصدبـويـوك،قـراقچـيلرپـيـستــيرمه ده،

واي كيم يـيتگه ي مي دير مقـصدساري كاروانيميز؟!

قؤرق منگ،قيغورمنگ تون بيتدي تانگ چاغي بودم!

يؤل باسيـنگ ارسـلان كبـي، ايـستربوگون دورانيميـز.

بـيـزشهـنـشــالـر شــهـي بابــر ،نـوايـي  زاده لـــــــر،

ينــگي كوچ، ينگي اميـــد، ينـگي زمـان امـكانـيـمــيز.

ادعـا ايـرمــس بـوسـؤزيـم مـستـند آيـديـن" انيـــــــق"

كــؤره گـانـي نســليـدن، صـاحــبقران سلــطــانـيميــز

سيدانورانيق انيق

 

  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 
همانطوریکه هموطنان عزیز در جریان هستند، انتخاب رئیس اولسی جرگه بنابر خودخواهی های جمع کثیری از وکلا در بنای تعصبات قومی، زبانی، مذهبی، منطقوی، خرید و فروش و معاملات و اوج مفکوره های شووینستی و فاشیستی به بنبست کشانیده شد.
در پروسه همین کشمکش ها و مانور های قومگرایانه و برتری طلبانه، بدبینی های قومی زبانی و مذهبی در تحت الفاظ شعارگونه و عوامفریبانه وحدت، تفاهم، گذشت، منافع ملی و امثالهم معلوم و مشهود بود، اما یکی از وکلای بی ادب ولایت بلخ که فرهاد عظیمی نام دارد و از چند کلمه اوزبیکی گفتن آن برمیآید که خود رشد یافته بوساغه همین مردم اوزبیک هست، احتمالاً با تحریک باداران دربدیوار خارجی تورک ستیز خود، از چوکات اصول، نزاکت، آداب، اخلاق و انسانیت خارج گردیده و با هدف قرار دادن وکلای مطرح اوزبیک تبار در ریاست پارلمان، کثافت باطن خود را به زبان آورد و گفت که (وکلای اوزبیک قابلیت ویا استعداد اداره پارلمان را ندارد). بعید نیست که این وکیل نیمچه با سواد به خاطر متشنج ساختن بیشتر فضای پارلمان به فرمایش آنانیکه تشنه رسیدن به ریاست پارلمان هستند، آب را خیط نموده باشد تا تیکه داران مورد نظرش ماهی بگیرند.
پیشینه این عمل قوم ستیزی، توهین یکی از عاملین فاشیزم زنی بنام نیازی به نسبت وکلای مردم هزاره بود و وکلای هزاره نتوانستند با این عمل ماجراجویانه فرستاده قبیله قاطعانه برخورد نمایند، چون این عمل عمال فاشیسم بی پاسخ گذاشته شد، زمینه برای بروز ماجراجوی دیگر ولی اینبار از مارهای درون آستین مهیا گردید. و اگر در مقابل این بی خاسیتی نیز خموشی و بی تفاوتی اختیار گردد، فاشیسم الوان مختلف زمینه را مساعد پنداشته، یکی پی دیگری برای ارضای خاطر فرمایش دهندگان داخلی و خارجی خود بروز نموده و خصومت قومی و زبانی را دامن خواهد زد.

با درنظر داشت این ماجراجویی های خصومتگرانه، برای همچون کوردلان تاریخ ستیز یاددهانی میگردد که قابلیت و استعداد اداره و رهبری خلق های تورک افغانستان اعم از اوزبیک، تورکمن، هزاره، ایماق، افشار و قزلباش مانند آفتاب روشن است و مجال آن نیست تا در مورد تمدن و دستآورهای این خلق ها که باعث افتخارات نه تنها حیطه جغرافیائی بنام افغانستان، آسیای میانه، قفقاز و نیم قاره هند گردیده است بلکه بشریت آنرا به دیده قدر مینگرد، توضیحات صورت گیرد.
مگر آیا از تمدن کوشانی ها سخن گفت که بت های بامیان به مثابه آخرین نمونه های آن بدست فرهنگ ستیزان ویران گردید؟ آیا از تمدن بینظیر امپراطوری پُرغرور غزنه سخن به میان آورد که سال ۲۰۱۳ میلادی تمدن جهان اسلام در آنجا جشن گرفته میشود؟ آیا از تمدن امپراطوری تیموریان یاددهانی کرد که بقایای آن افتخارات تاریخی و داشته های ملی به اصطلاح افغانها تلقی میگردد؟ آیا از تمدن حیرت انگیز امپراطوری بابر، از تاج محل هند، لال قلعه های پاکستان و صد ها اثر آبادی و تمدن در افغانستان و آسیای میانه؟ آیا از سلجوقی ها و سلطان سنجر ها؟ شیبانی ها، محمد قُلی های افشار، قاجارها، کابل شاهان، شیران بامیان ؟ اگر کوردلان تاریخ ستیزی میکنند، پس عیب ما در کجاست!!!
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان درحالیکه راه یافتن همچون اشخاص لجام گسیخته و اوباش را در پارلمان یعنی خانه مردم، جاییکه سرنوشت امروز و آینده مردم افغانستان رقم زده میشود، یک فاجعه میداند، از وکلای اقوام محروم و توهین شده تقاضا مینماید تا صف خود را در برابر خودخواهی های برتری طلبانه نماینده های فاشیسم در پارلمان فشرده تر نموده و با تحریم های جلساتی که اقوام در آن توهین میگردد، از تکرار همچون ولگردی ها جلوگیری نمایند.
فدراسیون فرهنگی تورکان افغانستان در حالیکه بالای گذشت و تفاهم در بین وکلا صادقانه تآکید مینماید، هوشدار میدهد که چنین لجام گسیختگی ها در پارلمان میتواند اوضاع سیاسی و امنیتی را وخیم تر نموده و دامنه خصومت های قومی و زبانی را وسیعتر مینماید.

از طرف هیئت رهبری فدراسیون تورکان افغانستان


  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 
مابرای وصل کردن آمدیم
نه برای فصل کردن آمدیم
جورزمان وستم قبیله گران نگذاشت دیروزبه زبان مادریم آموزش میدیدم تا امروز به زبان مادریم نوشته میکردم. به نسبت این که نمیتوانم به زبان مادریم نوشته بکنم از هم زبانان خویش اگرقصورازمن بوده باشد طلب پوزش میکنم .البته هدفم درین جا خدای ناخواسته نپسندیدن زبان فارسی نبوده بخاطریکه زبان فارسی هم درادوار مختلف تاریخ از سوی اجداد من رونق یافته و بردربارهایشان به عنوان زبان رسمی کاربرد داشته است . که این را هم از افتخارات غزنوی ها و تیموری ها میدانم که اجداد با افتخار من اند.
حال میخواهم اشاراتی بر اوضاع و احوال امروزی نواده های تیمورصاحب قرآن،ظهیرالدین محمد بابر،سلطان بت شکن محمود غزنوی و امیرالکلام علی شیر نوائی شاعر ذوالسانین داشته باشم.
چنانی که همه میدانند بعد از قرن هژده درین سرزمین همه چیز دگرگون شد حتی هویت انسان های این خاک که حق خدادادشان است توسط زمامدارن زمان بالنوبه دچار تعرضات شد و بی شر مانه این کشور، که خانه اقلیت های قومی است به نام ملت نه چندان معتبری درآورده شدکه همانا منبع همه بدبختی ها درین جا نهفته است.
اگر برتاریخ دوصدو شصت ساله زعامت برادران پشتون نظراندازی کنیم بجزغارت، چپاول ومعامله چیزی نیکی را دیده نمیتوانیم .اگر احمدشاه ابدالی نام زیبای این سرزمین را تغیردادوبنای تفوق طلبی قبیله را بنیان گذاری کرد، یک تعدادشان هم برای به قدرت ماندن چشمان یکدیگررا کشیدند، عبدالرحمن غدار برنوامیس غیرپشتون تجاوزکرد و تخم نفاق را درشمال کاشت ،ظاهرشاه که همه هست وبودملت مارا در ایتالیا شراب نوشید واز لاجورد بدخشان قصرساخت که بعد ها بابای ملت لقب گرفت ،ازطرف باداران همیشه گی اش، امین که خون انسانهای آزاده راریزاند تا شوروی ها ازو رضا بمانند و یا هم اگردیروز ملا عمر پیکرزشت فاشیزم را برخلعت دین آراست امروزشاهید گروهی هستیم که نقاب دیموکراسی را بر چهره فاشیسم میکشندوبر مبنای تلقی فاشیستی ازدیموکراسی تعریف وتفسیر مینمایند .
درین جریان بودکه ما ترکان افغانستان هم مانند برادران دیگری خود فرهنگ و کلتور خود درزیر تازیانه قبیله سالاران اوغان ازدست دادیم و بعد از انقلاب مقدس افغانستان و جهاد مردم غیورعلیه شوروی هادرین جغرافیای سیاه زمزمه حق وازادی و هویت های قومی مطرح شد که ماها هم بخاطری این زمزمه ها هزاران لیتر خون ریزاندیم و صدهاهزار شهید دادیم تا برین روزها رسیدیم اما باتاسف خیلی وافر درین اواخر چشم دید های من از عمل کرد بزرگان قبیله ام خیلی ناراحت کننده است وهر لحظه من را به خود فرومی برد که چرا ماها تا هنوز از مظالم گذشته درس نگرفتیم وتا هنوز دنبال فرزندان خائنین دیروز درحرکت هستیم ؟و چرا خودرا درافغانستان به صورت طفیلی می بینیم که یک روز در بغلی یکی روزی در بغلی دیگری که باز هم همه این ها بر ما وفادارنبودند و زمانی که هدفشان برآورده شد مارارد کردند . در رابطه مسالهای زنده داریم که میشود از همکاری با احمد شاه مسعود ،ائتلاف با حکمتیار ،سازش با ربانی ویادر آخردادن رای به قبیله سالار بزرگ داملا کرزی این طالب نیکتائی پوش یادآوری نمود .
ویا هم از اختلافات بزرگانم در زمان کمپاین های انتخاباتی که نتایج حاصله به شدت برای ملت باشهامت ترک نگران کننده و تکاندهنده است و یاهم برای انتخاب رئیس پارلمان وکلای من که باید در خانه ملت گلوی من وودرد مشترک ترکمن اندخوئی وازبیک بدخشانی باشد برای سیاف که تادیروز حزب من و رهبر بزرگوار وجسور ترک ها ازطرف جناب شان ملحد وملیشه خطاب میشدرای دادند.
چه شد دیروزرا فراموش کردید وکلای عزیز من درخانه ملت که شمادرعین حال نمایندگان منتخب ازبیک ها وترکمن ها این خاک هستید باورداشته باشید برای شما هیچ فارسی زبانی و هیچ پشتونی رای نداده همه رایتان از هم زبان های تان است پس کمی هم متوجه رنج های این ملت وداغ های وارده ازسوی همدردها وسیاف ها وحکمتیارها باشید.
خواهش موکلین تان که من هم یکی ازایشان هستم ازشما طفیلی بودن و دنباله رو بودن نیست بلکه آزاد زیستن آزادحرکت کردن وتثبیت موجودیت کردن است وتفکیک حریف است که دیروز چی ها گذشت شاید همه تان بهتر ازمن بدانید .
شما درین سرزمین بیگانه نیستید پدران شما عصرها درین سرزمین افتخار آفریدند وخدمت کردند ملت از شما هم تمنای خدمت دارد وتوقع صداقت بر اعتماد ملت خیانت نکنید قسمی که گفتید عمل کنید .
بنده مجال شمار همه نارسائی بزرگانم را ندارم این ها مشت نمونه خروار چیزهای است که مارا تا استخوان رنج میدهد و برهمدست شدن فرزندان تیمور و گوهرشادبیگم صد ایجاد میکند .
و هم چنان درین جا جادارد از فداکاری های مردنستوه وجسور عبدالرشیددوستم قددانی نمائیم که برای مردم خدمت کردند وملت را شادمان ساختند وبعدازین هم از جناب شان به عنوان فرزند مخلص ملت ترک تمنادارم که متوجه اطرافیون شان باشندو برمشاور های که پخته گی سیاسی ندارند وهمه چیزرا فدای یک عراده موتر ویشکی میکنند، اعتماد نکنند البته که همه نارضایتی های نخبگان ازبیک وترکمن ازمشوره های بی جای وبی مورد ایشان است که ما نتیجه اش را امروزدر محافل سیاسی وفرهنگی واضع و آشکار میبینیم
باز هم میخواهم شعری که دربالانوشتم برآن دقت شود واین وظیفه قبل ازهرکس متوجه نسل دانشگاهی ملتم است و این ها کسانی هستندکه مسئولیت فردای این ملت ومملکت برشانه هایشان گذاشته میشود برای این که فردااین امانت بس بزرگ را بهتر امانتداری کرده بتوانیم امروز خودرا برای خدمت خلق آماده باید سازیم وهمه این ها ارتباط دارد به درس ومکتب وکتاب .
دوستان دانشگاهی و نخبگان سیاسی وفرهنگی همتبارم درآخر از همه تان اعم از مادر وپدر ،خواهر.برادر تمنادارم برای همدست شدن ویک شدن ملت عظیم تان از هیچ نوع فداکاری دریغ نورزید زیرا اگر خواسته باشیدیا نه مسئولیت از آن شماست شرمساری ملت خجالتی شماست ورفاع وآسایش ملت هم افتخارو نیک بختی شماست.
درفرجام باید یادآورشوم که هدفم از یک جاکردن چندتا جمله نارسا اظهار دردهای است که هرروز من را اذیت میکردند، میباشد حرف های خوبش از شما و نارسائی هایش از من .
سید حنان یوسفی
دانشجو دوره ماستری در ترکیه

  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 

قیسقه سوانح

حمیدالله بوتون حیدری ملا حیدر قل طبیب اوغلی بولیب 1333نچی شمسی ییل کوز فصلیده میمنه شهری ابدال گذریده  دنیا گه کیلدی . اما 25 کوندن کیین او اوز آته سینی قولدن بیردی و صغیر قالدی.

استاد بوتون اوز درس لرنی عربخانه  مکتبی و ابوعبید لیسه سیده  دوام بیریب عاقبت فاریاب ولایتی نینگ معلم تربیه لش یوکسک اوقو یورتی دن فراغت سندی نینگ قولگه کیلتردی.

بوتون حیدری 1358 نچی ییل دن کیین بیرینچی ده معلم لیک  بورجی گه شغلندی.  و هم سر معلم لیک ، تدریسی اورن باسر ، فاریاب جریده سینی تصحیح مدیری ، فاریاب ملی رادیو تلویزیونی نینگ نشرات مدیرحیثیده وظیفه بجردی.

بیر نیچه ییل  آزاد ایش لر ده قزیقیب قالدی. حاضر ایسه فاریاب ولایتی نینگ مخدره ماده لر ریاستی ده وظیفه بجریب بارماقده.

بوتون حیدری اوقوچی لیک پیتیدن شعر ایتیشده باشلدی. و 1365 نچی ییل دن  بویان  شعر لری مطبوعات ده چاپ  بوله دی.او ایکی (دری ، ازبکی) تیلده شعر یازه دی.شعر لری حاضر گچه بیر مستقل اثر  ده چاپ بولمه گن اما فاریاب ، میمنه ، جوزجانان ، وطنداران ، یولدوز ، صدای ملت ، ایشانچ ، میلاد نور ، کوره ش ، کل چرتگوی و باشقه نشریه لر ده چاپ بولیب کیلگن.

بوتون حیدری دن رنگین کمان تذکره سی نینگ ایکینچی کتابیده ،جوزجانان  شاعر لر ی نینگ تذکره سیده و افغانستان ازبیک شاعر لر کتابیده  شعر لر چاپ بولگن.

بوتون حیدری ایکی شعری توپلم نینگ چاپ گه تیار لگن  دیر.

 

زار و بیمار ایله گی

 

گر مسلمان باله سی سن ابتدا اوزینگ نی بیل

آدمیزاد صولتی دور تاریخ و فرهنگ و تیل

تاریخیدن بی خبر لر تیلبه و دیوانه دور

اوز گه لرگه بیر له شیبان اوزیدن بیگانه دور

هر مسلمان باله سیگه اوزینی بیلماق ضرور                                                           

تاریخ و نسل و نسب دور شوکت و شان و غرور

چوکی و منصب اوچون بیگانه گه بولمنگ غلام

ایکی دنیا ده غلام و برده بولمس شاد کام

ثروت و دولت تاپی دیب چاپلوسلیک ایله مه

کته گه یاووغ بولی دیب دست بوسلیک ایله مه

قورچاق دیک اوینه ماق لیک ادمی خوار ایله گی

آدمی نینگ اجتماع ده زار و بیمار ایله گی

تینگری بیرگی آدمی گه شوکت و شان و مقام

غیر مشروع مال و ثروت ، چوکی و منصب حرام

کیسه مال لیک ایله مه سینگه لیاقت بولمسه

کته منصب کوزله مه کسکین  درایت بولمسه

تینگری تعالی درگهی دن ایسته گیل رزق حلال

ایل ایچنده محترم دور آدم صاحب کمال

گر حقوق آلماقچی بولسنگ یاو بلن چین دن کوره ش

هر عدالت پیشه بیر له سین قوچاغ آچیب یره ش

اتحاد و اتفاق لیک غایه و اصل  هدف

هیچ قچان گوهر تاپیلمس دینگیز ایچره  بی صدف

حق یولیده ینچلیب قنچه شهید بیر گن اولوس

گل اوزی دیب دایما چقر تیکان تیرگن اولوس

نیچه کونلیک چوکی و منصب عزیزیم بی بقا

سینگه نفرین ایتمه سون ایرته بوتون خلق خدا



فخرو شانيم بار

عزيزلر اېشتينگلر كيم توگنمس داستانيم بار

بوكۉنگل ايچره مينگ لب يا شيرون راز نهانيم بار

اگر تاريخ لر كۉرسنگ حقيقت لر عيان بۉلگی
فراستلی امير تيمور كبی صاحب قرانيم بار

نجوم علمين اولوغ بيگيم بوتون دنيا گه اۉرگاتدی

رصد خانه توزتگان فخر لی نام ونشانيم بار

ظهيرالدين بابر شهرتی عالم نی توتگاندور

سخن سنج وسخندان پادشاه قهرمانيم بار

حسين بايقرا دېك شاه وسلطان كم تاپيلگي دور

اوشل گوهر شاد ينگليغ ، بيليمدان آنه جانيم بار

ادب آسمانيده تورگن قوياش ینگليغ منور دور

عليشير نوائي دېك فخر لی نكته دانيم بار

بويوك سلطان محمود شاه غزنه خان وهم فاتح

ديار سومناتگه ياشيريلمس فخر وشانيم بار

قدم قوی هندساريگه ،كورورسن سين ظرافتلر

يره تگن تاج محل قصرين فخرلی شاه جهانيم بار

تيليم گه خوش يره شگی گر بو سۉز نی فخر ايله ايتسم

يورور من كېنگ جهانده باش كوتاريب تاكه جانيم بار

قوياش ياغدوسی هرگز ياشيريلمس ايكی برماقده

كه يېرو آسمان ايچره حيات جاويدانيم بار

ايشانگيل چين سۉزيمگه گر بشر نی باله سی بۉلسنگ

كه بيزنی كۉرمگيل كم كېنگ جهانده امتحانیم بار

بوحق دن كۉز يوميش ايمان ووجدانگه خلل بېرگی

آنه توركستان ينگليغ بويوك جنت مكانيم بار

 بوتون حيدري

افسوس هی هی بیزلره

 

بوالوس تقدیرگه قنچه تجارت قیلدیلر     

      یاونی سوزیگه کیریب ایل نی حقارت قیلدیلر

معنوی بایلیک لریمیزحیف غارت قیلدیلر    

       بابه واجدادیمیزگه کوپ اهانت قیلدیلر           

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

یاوبیلن تیلماچ بولیب تیلداش بولدی نیچه لر      

   ملتیم قرشی سیده یولداش بولدی نیچه لر         

بیرقول وکونگل بولیب قولداش بولدی نیچه لر  

     یاوگه جاسوس لیک قیلیب سرداش بولدی نیچه لر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

تاریخ وفرهنگیمیزبسکه نالان قیلدیلر    

     ملت بیچاره میزنی زارونالان قیلدیلر     

برچه میزنی احتیاج لقمهُ نان قیلدیلر      

     هرتمان آواره ایلب خواروحیران قیلدیلر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

یاونی یانیده باریب شيره وشربت تاتتی لر     

   بواولوس نی دالروکلدارگه بابلب ساتتی لر   

قیته قیته ملت بیچاره نینگ الداتتی لر       

اوزلری قوربقه ینگلیغ بسکه سیمریب یاتتی لر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

بیروکیل بولگن بیلن یاوگه قدردان بولدیلر     

     یاوزیر بولگن بیلن ممنون احسان بولدیلر       

چوکی ومنصب اوچون بی عهدو پیمان بولدیلر    

     ثروت ودولت اوچون منکر قرآن بولدیلر            

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

بیزایشاندیک کیم فلانی جان بیلمدان بیزگه بار    

    عالم وعاقل سخن سنج وسخندان بیزگه بار         

یاوگه قرشی تاخته گن باتور قوماندان بیزگه بار     

 ایسکی تاریخ ایسکی فرهنگ ایزگوارمان بیزگه بار

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

تیمور وبابر نوایی واولوغ بیک هیچ قچان     

    یاوبیلن یولداش بولیب دشمن گه بویین ایگمه گان

هربیری اوزنوبتی ده باتور اوتگن قهرمان       

     ایله گن کارنامه لاری بیزلره نام ونشان               

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

مینگ دریغ و درد کیم بیر بیرنی قدرین بیلمه دیک

   بیرلشیب بیرلیک تمانگه هیچ قچان اینتیلمه دیک      

بیرقول و کونگل بولیب یاولرنی بغرین تیلمه دیک     

  شول سبب دن بیزاسارت دامیدن آچیلمه دیک      

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

 

ایمدی چین دن ای عزیزلراتحادبولماق کیره ک  

       تامچی تامچی ییغیلیب دینگیز کبی تولماق کیره ک

بول اسارت زنجیری نینگ پرچه لب اوزماق کیره ک  

    حق بولیده تيك توریب مردانه واراولماق کیره ک 

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 

أیغله یمن

یلغوز یورتیم سینی ،دیب مین اویلیمن
سینی الم -قیغؤ لرینگ کویلیمن

فرزندلرینگ تؤغریسیده سویلیمن،
آه یورتیم،دیب هرکؤنی مین یغلیمن.
اؤزبیگیم ،دیب هرکؤنی مین یغلیمن،
داد ایلیم ،دیب هر کؤنی مین یغلیمن!


تیل بوزیلگن اولکه سی یؤق ایلیم نینگ
یورتی ویران  کلبه سی یؤق ایلیم نینگ

یؤلده کاروان  ساربان یؤق ایلیم نینگ
آه ایلیم ،دیب هر کؤنی مین یغلیمن
اؤزبیگیم ،دیب هر کؤنی مین یغلیمن
داد یورتیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن


قلم قولگه موزلب قالدی قولیمیز
قشاق بؤلیب قالدی  آنه تیلیمیز

قنچه سرسان بؤلدی برچه ایلیمیز
اورته سیدن سینب قالدی بیلیمیز
آه ایلیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن
اؤزبیگیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن


نیگه موزلب قالدی ایککی قولیمیز؟
نیگه قشاق بؤلیب قالدی  تیلیمیز؟

نیگه سرسان بؤلیب قالدی ایلیمیز ؟
نیگه سینیب قالدی بیزنی بیلیمیز؟
آه ایلیم، دیب هر کؤنی مین أیغلیمن
اؤزبیگیم،دیب هر کؤنی مین أیغلیمن


قیلمی ایلیگه خذمت،قیلدی اوغانگه
قیلیب جفا،باتگن قوللری قانگه

بیری قیزیل،بیری آق و یشیل دیر
اؤز لرینی بؤیب، اوردی لر جانگه
آه ایلیم، دیب هر کؤنی مین أیغلیمن
اؤزبیگیم، دیب هر کؤنی مین أیغلیمن

اؤزبیگیم نی فرزندلرین  سویدیلر
تیب تیریکلی دشت لیلی کومدیلر

قیزلرینی برماقلرین کیسدیلر
آته سینی آلیب دارگه آسدیلر
آه ایلیم،دیب هر کؤنی مین یغلیمن
اؤزبیگیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن


نیچه باشلیق عرب پرست بولبیدی
نیچه ارباب اوغان لرگه اوتبیدی

بیرقنچه سی پارسی لشیب کیتبیدی
بیر مونچه سی پولگه اوزین ساتبیدی
اؤزبیگ ایلگه کیملر اوزی قالبیدی
اؤبیگیم، دیب هرکؤنی مین یغلیمن


اوزی رهبر باله سی تیل بیلمیدی
آنه تیلینی اوز کوزیگه ایلمیدی

اوزی عالم ایلگه خذمت قیلمیدی
ارباب بولیب خلق ایچیده یورمیدی
آه ایلیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن
داد یورتیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن

رهبر بؤلیب قلمی یوق قولیگه
غیرتی یؤق،همت یؤق بیلیگه

اؤزبیک بؤلیب سوزله مسه  تیلیگه
حرمت یؤق ،عزت یؤق ایلیگه
آه ایلیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن
اؤزبیگیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن

ایککیته سی اوچره ب قالسه تاش آتر
بیلمی قالسنگ بازارگه سالیب ساتر

هر بیر سؤزی اچچیق یوره ککه باتر
یؤلگه یولداش یؤل یریم بؤلسه آتر
آه ایلیم، دیب هر کؤنی مین یغلیمن
داد یورتیم،دیب هر کؤنی مین یغلیمن

یازگنیم نی اؤقیگنلر سوکمه سین
اوغانلرنی ایاغینی اوپمه سین

ایل آشیگه آغو سالیب قوشمه سین
ایلین ساتیب پول یانیگه چؤکمه سین
آه ایلیم دیب هر کؤنی مین أیغلیمن
اؤزبیگیم دیب هر کؤنی مین أیغلیمن

داکتر عزیز فاریابلی
  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 


بوالوس تقدیرگه قنچه تجارت قیلدیلر

یاونی سوزیگه کیریب ایل نی حقارت قیلدیلر
...
معنوی بایلیک لریمیزحیف غارت قیلدیلر

بابه واجدادیمیزگه کوپ اهانت قیلدیلر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

یاوبیلن تیلماچ بولیب تیلداش بولدی نیچه لر

ملتیم قرشی سیده یولداش بولدی نیچه لر

بیرقول وکونگل بولیب قولداش بولدی نیچه لر

یاوگه جاسوس لیک قیلیب سرداش بولدی نیچه لر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

تاریخ وفرهنگیمیزبسکه نالان قیلدیلر

ملت بیچاره میزنی زارونالان قیلدیلر

برچه میزنی احتیاج لقمهُ نان قیلدیلر

هرتمان آواره ایلب خواروحیران قیلدیلر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

یاونی یانیده باریب شيره وشربت تاتتی لر

بواولوس نی دالروکلدارگه بابلب ساتتی لر

قیته قیته ملت بیچاره نینگ الداتتی لر

اوزلری قوربقه ینگلیغ بسکه سیمریب یاتتی لر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

بیروکیل بولگن بیلن یاوگه قدردان بولدیلر

یاوزیر بولگن بیلن ممنون احسان بولدیلر

چوکی ومنصب اوچون بی عهدو پیمان بولدیلر

ثروت ودولت اوچون منکر قرآن بولدیلر

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

بیزایشاندیک کیم فلانی جان بیلمدان بیزگه بار

عالم وعاقل سخن سنج وسخندان بیزگه بار

یاوگه قرشی تاخته گن باتور قوماندان بیزگه بار

ایسکی تاریخ ایسکی فرهنگ ایزگوارمان بیزگه بار

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

تیمور وبابر نوایی واولوغ بیک هیچ قچان

یاوبیلن یولداش بولیب دشمن گه بویین ایگمه گان

هربیری اوزنوبتی ده باتور اوتگن قهرمان

ایله گن کارنامه لاری بیزلره نام ونشان

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

مینگ دریغ و درد کیم بیر بیرنی قدرین بیلمه دیک

بیرلشیب بیرلیک تمانگه هیچ قچان اینتیلمه دیک

بیرقول و کونگل بولیب یاولرنی بغرین تیلمه دیک

شول سبب دن بیزاسارت دامیدن آچیلمه دیک

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

ایمدی چین دن ای عزیزلراتحادبولماق کیره ک

تامچی تامچی ییغیلیب دینگیز کبی تولماق کیره ک

بول اسارت زنجیری نینگ پرچه لب اوزماق کیره ک

حق بولیده تيك توریب مردانه واراولماق کیره ک

بیزهنوز اویقوده میزافسوس هی هی بیزلره

(حمید الله بوتون حیدری)

  نوشته شده در  ساعت   توسط چاغداش  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM